ﭘﯿﺪﺍ ﮐــــــــﺮﺩﻥ ﮐﺴﮯ ﮐﻪ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ ﺩﻭﺳــــــــﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﮐــــــــﺮﺩﻥ ﮐﺴﮯ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﻬﺖ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﺳﺨﺘــــــــﻪ
هر جا دلت شکست ,خودت جاروش کن تا هر کسی منت دستتای زخمیشو رو سرت نزاره......
نوشته شده در تاريخ دو شنبه 16 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |



دلت را ساحل بساز تا موج دريا به تو رسيدن طوفاني شود




  اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را
اينگونه به خاك ره ميفكن ما را
ما در تو به چشم دوستي مي بينيم
اي دوست مبين به چشم دشمن ما را



گودي پران با آنكه ميداند زندگي اش به يك تار نازك بسته هست, باز هم در آسمان عشق ميرقصدو شادي مي كند. تو هم شادباش, اما انسان ها از آن كده اراده قوي دارند باز هم در شكست مواجه هستند.........



آنچه كه هستي هديه خدا به تست, و آنچه كه مي شوي هديه تو به خداوند است, پس بي نظير باش تا بهترين هديه را تقديمش كني



توي جاده اي كه انتهاش مشخص نيست, پياده ياسواره بودن مهم نيست, اما وقتي كه همراهي داري كه تنهات نذاره, بي انتها بودن جاده ميشه




توي جاده اي كه انتهاش مشخص نيست, پياده ياسواره بودن مهم نيست, اما وقتي كه همراهي داري كه تنهات نذاره, بي انتها بودن جاده ميشه





اي اشك أهسته بريز كه غم زياد است اي شمع أهسته بسوز كه شب دراز است امروز كسي محرم اسرار كسي نيست ما تجربه كرديم كسي يار كسي نيست?,,




همیشــــه تــــو دلــــت گفتــــی :
این مگه با چند نفر دوسته که همیشه آنلاینه ؟!
یک جمله همیشه یادت باشه:

همیشــــه آنــلـایــن تـــریـــن هــــا تنهـــاتــریـنـنـد . . 





رها کردی چرا دست دلم را؟ / به خاک و خون کشیدی حاصلم را

مرا تو می‌کشی صدبار در روز / ولی من دوست دارم قاتلم را .





یادت باشد

دلت که شکست ، سرت را بگیری بالا ، تلافی نکن ، فریاد نزن ، شرمگین نباش .

حواست باشد


دل شکسته ، گوشه‌هاش تیز است .

مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کین ،

مبادا که فراموش کنی روزی شادیش ، آرزویت بود ،

فقط صبور باش و ساکت





زندگي بخاطر كساني نيست كه در مقابل تو عمل صادقانه دارند
بلكه بخاطر كساني است كه در عقب تو نيز صادق ميمانند





 

 

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 12 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

بانگاهم به گل گفتم:از تو زيباتر چيست؟ گفت زندگي
زندگي كردم ديدم زيباست اما بي وفاست
به زندگي گفتم از تو زيباتر چيست؟ گفت :عشق
عاشق شدم ديدم زيباست امامي سوزاند
به عشق گفتم: اين چه رسميست ازتو زيباتر كيست گفت: دوستي
ياري جستم ودر اوج زيباييها غرق شدم و تو را براي دوستي انتخاب كردم

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 12 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |
درمکتب عشق 12کلاس وجود دارد
1نگاه
2لبخند
3سلام
4کلام

5معرفت
6محبت
7رازو نیاز
8صداقت
9وفا
10صمیمیت
11دیدار
12ازدواج؟؟؟
پس شما بگوید که تاکدام کلاس ادامه داده میتوانیددوستان عزیز؟؟؟؟؟

 

 

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 11 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |



یشنهاد ازدواج دادن بی شک یکی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد که تا به حال برداشته اید. شما خواهان آن هـستـید که در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو پیش رود و از آن مهمتر که میخواهید پاسخ وی مثبت بـاشـد! ایـن نکـات را هــنگام دادن پیشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد: ۱- مطمئن گردید که فرد مناسبی را برگزیده اید: واضح است نه! امــا حـقـیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای آنــی وارد آن گردید. ممکن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنکه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردی که میخواهید با وی ازدواج کنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.






- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید: پیـش از آنـکه پیـشنهاد ازدواج دهید درباره آن که در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتــی اهداف ۵۰ سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید. هر چه بیشتر بــا یـکدیگر در مــورد آن چـه بــرای شـما حائز اهمیت میباشد گفتگو کنید بیشتر متوجه آن میگردید که آیا با یکدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد کــه مخارج خود را تامین کنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید.

۳- از پدر و مادر وی اجازه بگیریـد: شـما ابـتـدا باید بدانید که آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت کرده و اجازه بخواهید، آنها را خوشنود میسازد یا خیر. ایـن نـکته شـایـد عـجیـب بـــنظر آید اما شما که نمی خـواهید پـدر زن و مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنکه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.

۴- بطریقی پیشنهاد بدهید که خوشایند وی باشد: به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـطریقـی طـرح ریزی کنید که باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومـانتـیـک اسـت و یـا اهـل تـفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستـگـاری کنـیـد و یا روی دیــوار درخـواست خود را بنوسید؟

۵- در باره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید: بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت کننده تر از یک هدیه غیر منتظره و غافلگیر کننده حلقه برلیان نمی بـاشد. امـا اگـر تـوان مالی شما اجازه این کار را به شما نمیدهد، برای یک حلقه مناسب بودجه شما کفایت میکند. اما حتما پیش از آنکه حلقه را خریداری کنید از نوع سلیـقه وی اطلاع یابـید. ایـن کار را میتوانید با سوال کردن از دوستان و یا خانواده وی و یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی که وی استفاده می کند انجام دهید. اما بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید.

۶- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت میباشد: هنگامیکه پیشنهاد ازدواج میدهید، بـاید مطمئن باشید که پاسخ وی ”بله” خواهد بود. شما میباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه کافی صحبت کرده و کــامـــلا از آن چه طرف مقابل از یک شریک زندگی بلند مدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است که میخواهید پیشنهاد ازدواج شــما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این کار بزنید.

۷- افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید: شـما مـمکن اسـت وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید. امـا عـاقلانه تر آن است که این خبر را تنها با یکی دو تا ازدوستان و یا نزدیکان صمیـمــی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید که رازدار و محرم اسرار شما میباشند.

۸- پیشنهاد خود را از حفظ نکنید: صرفنـظر از آنـکه کـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید آن با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبـت بـه وی هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهایی که میخواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما دقیقا آنها را از بر نکنید. در آن لحظه به وی بگویید که چرا وی یـک فرد استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن میباشید که باقی عمر خود را با وی سپری کنید. بـایـد جملات شما از دلتان برآید او میخواهد با یک مرد ازدواج کند و نه یک ربات!

۹- مکان و زمان مناسب را بیابید: مکانی کـه پیـشـنهاد ازدواج مـی دهـید می تواند: رسـتوران، پارک، سینما و یا لب دریا باشد.اما بهتر است مکانی انتخاب گردد کــه بــرای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاکتور زمان نیز بسیار مهم می بـاشــد اگر وی شرایط سختی را سپری می کند، اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود میباشد و یا آنکه از دست کسی عصبـانـی اسـت، زمان مناسبی برای این کار نمیباشد.

۱۰- او را دستپاچه نکنید: شما ممکن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی حد شما کار دستتان ندهد. اگر وی شخص درونگرا بوده و از آن که مـرکز تـوجـه دیـگـران واقع گردید بیزار میباشد، بهتر است این کار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید.

۱۱- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ریزی ها، امکان دارد امور دقیقا آن طوری که شما و یا وی تصور میکردید پیـش نرود. خود را برای واکنشهای احتمالی آماده کنید.او مـمکن است دستپـاچـه شـده و یا هیجان زده گـردد و یـا آن که کاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند. وی ممکن است بگوید: ”بله-خیـر” و یــا ”شاید”. شمـا مـمکن است تصور کنید وی را کاملا می شناسید امـا از پـیـش داوری و آنکه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز کنید چون ممکن است مایوس گردید.

۱۲- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید: هـمـواره احـتـمال آن کـه وی ”نه”بگوید وجود دارد. اما دلسرد نشوید با او صحبت کنید و علت عــدم آمـادگـی وی را جـویا گردید. وی ممکن است تـنـها بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد و یا آن کـه اصلا وی دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آنکه پس از ازدواج.

۱۳- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید: زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت ۲ هفته از آشنایی خـود بـا وی پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت کـه شـمـا بـــرای مــدتــی کافی به یکدیگر متعهد شده باشید. همچنین زیاد وقت را تلف نکنید شجاع باشید و حـرف دلتان را بزنید. اگر هم خیلی هم کمرو می باشید، می تـوانـید پیــشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال کنید.
 

 


نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 11 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |
Every moment of every day my love for you will grow.
How it started I will never know,
but of one thing I can be sure,
I will be loving you forever more.
Was it because you're pretty or was it just your smile,
I think it was your kindness that touched my heart a while.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 10 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

nadidam dadgahe ashiqan ra...
nadidam qazi e dil dadaganra...
wagarna mn shikayath minmudm....
ke zindani kunad na mehraban ra.....

 

 

 

az ksaniki az mn mutanfrand mamnunam!
anha mra qwitr mikunand..
az ksanki mra dost darand mamnunam! anha qalbi mra bzurgtr mikunand....
az ksanki mra tark mikunand mamnunam!anha bman miamuzand k h kas ta abad mandni nest ...
az ksaniki bman mimanand m

 

 

 

zindgi guft k akhir chi bud hasile mn????eshq guft ta chand goyad dili mn,,,,,aql nalid kuja hal shwad mushkil mn???marg khandid guft:dar khanai veranai mn..

 

behte ansuwo ki zban nahi hote...
lafzo me muhabbath bayan nahi hote...
miley peyar zindgi me tho qadr karna....
kiyunke qismath hr kisi pr mehraban nahi hote...

 

 

 

 


هیچ وقت خیاط خوبی نمی شی
ببین بازم زدی دلمو تنگ کردی…

 

 

 

 

این اس ام اس سازمان حقوق دلهاست. زود دستا بالا! جرم شما خیلی بالاست!
می دونی چرا؟!
.
.
.
.
.
آخه دل من از دوریت مرد

 

 

 

سلامش کردم اما بی جواب است
برای یک علیکم دل کباب است
بجای روزه ی سی روزه, ایکاش
بگوید پاسخم, این هم ثواب است

 

 

 

 

Life asked Death,
"WHY DO PEOPLES LOVE ME BUT HATE YOU ?"
Death responded,
BECAUSE YOU ARE A BEAUTIFUL LIE AND I AM A PAINFUL TRUTH"

It's all about LIFE,,,,,,,,,,,

 

 

 

 

  •  
  • دوستی اتفاق است محبت رسم طبیعت.طبیعت زیبا است نه به اندازه حقیقت.حقیقت تلخ است نه به اندازه تنهای

     

     

     

     

     

     

    • همیشه منتظر کســـــــی باش که با همه ی دیونگـــــــیت و خـــــــل بازیـــــــات قبول داشتـــــــه باشه و تو رو به همه نشـــــــون بده وبـــــــگه:ایـــــــن دیـــــــوونه خـــــــل..... عشــــــــــــــق و جیـــــــگره منه!!!!

    • >>>>>><<<<<<<<<<

    • انســــــانهاى بــــــزرگ دو دل دارنــــــد : دلـــى که درد مى کشـــــــد و پنهــــان است و دلـــــــى که میخندد و آشکــــار است !

       

       

       

       

       

       

      در این دنیا اگر غم هست

      صبوری کن خدا هم هست

      اگر دشمن کنارت هست

      مخور غصه خدا هم هست

      اگر فقر و فقیری هست

      منال هرگز، خدا هم هست

      اگر در عشق فریبی هست

      چه غم لیکن خدا هم هست

       

       

       

       

       

       

       

       

      • تو خوب باش ، حتی اگر آدم های اطرافت خوب نیستند ...
        تو خوب باش ، حتی اگر همه از خوبی هایت سو استفاده کردند ...
        تو خوب باش ، اگر جواب خوبی هایت را با بدی دادند ...
        تو خوب باش ، همین خوب ها هستند که زمین را برای زندگی زیبا می کنند .

         

         

         

        ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم كرده ام
        دركنج ویران مانده ام ، خمخانه را گم كرده ام
        هم در پی بالائیان ، هم من اسیر خاكیان
        هم در پی همخانه ام ،هم خانه را گم كرده ام
        آهم چو برافلاك شد اشكم روان بر خاك شد
        آخر از اینجا نیستم ، كاشانه را گم كرده ام
        درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم
        چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام
        از حبس دنیا خسته ام چون مرغكی پر بسته ام
        جانم از این تن سیر شد ، سامانه را گم كرده ام
        در خواب دیدم بیدلی صد عاقل اندر پی روان
        می خواند باخوداین غزل ، دیوانه را گم كرده ام
        گر طالب راهی بیا ، ور در پی آهی برو
        این گفت وبا خودمی سرود ،پروانه راگم كرده ام
        چون نور پاك قدسی اش دیدم براو شیدا شدم
        گفتم كه ای جانان جان دردانه را گم كرده ام
        گفتا كه راه خانه ات را گر ز دل جویا شوی
        چندین ننالی روز و شب فرقانه را گم كرده ام
        این گفت وازمن دورشد چون موسی اندرطورشد
        دل از غمش ویرانه شد ، ویرانه را گم كرده ام
        مولانا

         

         

         

         

         

        وقتي در زندگي به داشتنه هاي خود فکر مي کنيم

        خود را خوشبخت تصور میکنیم

        زماني که به نداشته مي انديشيم

        خود را بدبخت حس مي کنيم

        پس خوشبختي ما در تصور خود ماست

         

         

         

         

         

        • دوستی اتفاق است محبت رسم طبیعت.طبیعت زیبا است نه به اندازه حقیقت.حقیقت تلخ است نه به اندازه تنهای

           

           

           

           

           

          خواستن همیشه توانستن نیست ؛ گاهی فقط داغ بزرگی است که تا ابد بر دلت می ماند !

           

           

           

           

           

          گیله مرد میگفت : آسفالت سیاه هم که باشی ، وقتی هر روز با نور خورشید نشست و برخاست کنی به سفیدی خواهی زد ...

          همیشه سفارش میکرد تو انتخاب دوست دقت کنم ...

          میگفت : از آسفالت سیاه تر که نداریم؛ همنشینی شن و سنگ سفید با قیر ، سیاه روزش کرد ، مراقب باش همنشین خوبی انتخاب کنی ...

          گذشته هرچه که بوده گذشته، باید آینده را ساخت ...

           

           

           

           

           

           

          هر كجا هستم ، باشم،
          آسمان مال من است.
          پنجره، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است.
          چه اهميت دارد
          گاه اگر مي رويند
          قارچهاي غربت؟

          Where I am, let it be so
          The sky is mine
          The window, thought, air, love, earth is mine
          What signifies?
          If mushrooms of nostalgia
          Sometimes grow?

           

           

          بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران از سنگ ناله خيزد وقت وداع ياران

           

           

           

           

          • يک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت
            چهار فصل من بهار بود ، حيف / باد پائيزي بهارم را گرفت
            اعتباري داشتم در پيش عشق / با نگاهي ، اعتبارم را گرفت
            عشق يا چيزي شبيه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت

             

             

             

             

             

            • چه عاشقانه است این روز های ابری...
              چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهایی...
              چه عاشقانه است شکفتن گل های اقاقیا...
              چه عاشقانه است قدم زدن در سرزمین عشق..

               

               

              نرسیدیم به هم ، بازی یک تقدیریم

              عاقبت در هوس دیدن هم میمیریم

              عشقمان مخرج صفریست که تعریف نشد

              آه و افسوس که یک واژه بی تدبیریم

              بعد از آن حادثه هایی که جدامان کردند

              آنچنان شد که دگر از همه عالم سیریم>>>>>>>>>>>>>>>>

               

               

               

               

          گرباغم دوریت نسازم چه کنم ؟

          بایاد توگرعشق نبازم چه کنم؟

          چون درنظرم تویی فقط مایه ناز

          گرمن به توای دوست ننازم چه کنم؟

           

           

           

           

          چندیست که بیمار وفایت شده ام

          در بستر غم چشم براهت شده ام

          این را تو بدان اگر بمیرم روزی

          مسئول تویی که من فدایت شده ام

           

           

           

           

          همیشه توی زندگیمون یکی هست که بهش یه حس خاص داریم که عمرا به هیچکیو هیچچی هیچوقت نخواهیم داشت.

           

           

           

           

           

          • ای بهار من سلام / ای نگار من سلام
            آتشی گرفته ام / ای شرار من سلام
            ای صدای من سلام / در خیالت به سر می برم / ای تو یار من سلام .

             

             

             

             

             

            E > Exercise your mind, body and soul.

            N > Never Grow up. Keep learning, growing, discovering and playing.

            J > Join and get involved-civically: socially; professionally; faithfully; humanly.

            O > Own your action and decisions. Be responsible.

            Y > Yes…… you can. Stretch yourselfer to do yourself to do your best at new things and with new experiences.

            L > love…

            I > Initiate. Make things happen and create your successes.

            F > Follow your dreams. Do what you do are; well.

            E > Engage. Have passion…. For cause; for what you do; for what you are ; for what you stand for.


            It's all about Life..

             

             

             

             

             

             

            The moment when your cry silently in your room,
            Because you don't want to tell your loved ones,
            To know that!!!
            Because you don't want to irritate them or make them tensed

            And have cry all ALONE

            I HATE THAT MOMENT

             

             

             

             

             

             

            Always tell someone how you feel,
            because opportunities are lost in the blink of an eye but regret can last for life life....

             

             

             

             

             

             

            Treat peoples the way you want to be treated.

            Talk to Peoples the way you want to be talked to.

            RESPECT is EARNED NOT GIVEN

             

             

             

             

             

             

            The hardest thing in life is
            to know which bridge to cross
            and which to burn..................

             

             

             

             

             

            You can close your eyes to the things u don't want to see, but you can't close your heart to the things you don't want to feel..

             

             

             

             

             

            The company of good people is like a shop of perfume.
            Whether you buy or no, you must receive a lot of fragrance

             

             

             

             

             

            Life never stops 4 anyone"
            Life is like river witch never stops,
            It flow and flow .......

             

             

             

             

             

           

         

         

         

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در تاريخ دو شنبه 9 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

del ava_7.jpg

میشه تو چشمای تو گم شدو مرد..میشه دریارو به بغض توسپرد

 

...برای عاشقی عشقمو دادم.

 

...خیال کردم فقط عشقه که میمونه.

 

...ولی جای تمومه اون همه عشق.

 

...واسم موندش فقط.بغض شبونه.

 

...برای عاشقی ما کم نزاشتیم.

 

...خدا هم خودش اینو خوب میدونه .

 

...با این که دلم رو همه شکستن .

 

...میخونم بازم هنوزم عاشقونه.

 

...میخونم با خودم دیگه بریدم.

 

...دیگه به اخر جاده رسیدم.

 

 

del ava_8.jpg

 

نوشته شده در تاريخ دو شنبه 9 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

del ava_53.jpg

عاشق دیوانه ام از خود ندارم خانه ای

 

عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای

 

عاشقت گشتم گفتی که من دیوانه ام

 

عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای

del ava_58.jpg

دل زعشق روی تو حیران شد

 

درپی عشق تو سرگردان شد

 

باتو زیبا می شود فردای من

 

باتوشاداب می شود غم های من

 

روزگار اما وفا باما نداشت

 

طاقت خوشبختی ما را نداشت

pic__soli_m90. (8).jpg

نوشته شده در تاريخ دو شنبه 9 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 

nightmelody-com-0975[1].jpg

...کاش امتداد لحضه ها تکرار با تو بودن است...

 

سخت است می نوش کسی دیگر بود...

12901967009[1].jpg

شمع شب خاموش کس دیگر بود...

بایاد کسی که دوستش می داری ...

یک عمر در اغوش کسی دیگر بود...

emo_love2.jpg

سهم من از زندگی هیچ بود...

دل به هرکس خوش نمودم پوچ بود...

رنج غربت به تن خسته نشست...

دردتنهایی عمرم را شکست...

روزگارم برخلاف ارزوهایم گذشت.

881a~1.jpg

 

من نه عاشق هستم...

ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...

من خودم هستم و ...

تنهایی و یک حس غریب ...

که به صد عشق و هوس می ارزد.

20t5f7a.jpg

نوشته شده در تاريخ دو شنبه 9 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

(9).gif

من قصه ی خزانم من رنگ زردزردم

 

من طرح یک سقوطم من رونوشت دردم

 

دنیا جهنم است ومن غرق رنج وغصه

 

با خاطرات زشتتم همیشه در نبردم

 

پاهای خسته دارم قلبی شکسته دارم

 

یخ بسته قلبم اری من سرد سرد سردم

 

راهی به خود ندارم درگیر غصه هستم

 

بخت سیاهم این است بیراهه در نوردم

 

عادت به قلب تنها با هستی ام سرشته

 

من نقش یک شکستن من مرد قصه گردم

 

13197012041[1].jpg

10[1].gif

z (416) (1).gif

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 


 

 



 

 

 نمیدانم هم اکنون کجا مشغول لبخندی ، فقط یک آرزو دارم

  تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

که در دنیای شیرینت ، میان قلب تو با غم نباشد هیچ پیوندی

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

باید از بهترین دوست ترسید!

جز او هیچ كس روح تو را آنقدر عریان ندیده است

كه جاي دقیق زخم ها را بداند

 

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

دردم این نیست که

او عاشق نیست

دردم این نیست که

معشوق من از عشق تهی است

دردم این است که

با دیدن این سردیها

من چرا دل بستم؟؟؟؟

 

 

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

کوتاه ترین فاصله برای گفتن دوستت دارم یه لبخنده ،

‌میخندی یا بخندم ؟ 

 

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

اینقدر خودت رو نگیر !

اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن

وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد

فکر نکن که فوق العاده ای !!!

شاید اون کم توقعه

اینقدر خودت رو نگیر !

 

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند ! اما از چشـــــم هایشان معلوم است که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته...

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 میگن هیچ عشقی تو دنیا

مثل عشق اولی نیست

میگذره یه عمری اما

از خیالت رفتنی نیست

داغ عشق هیچکی مثل

اون که پس میزنتت نیست

چه بده تنهاشی وقتی

هیچ کسی هم  قدمت نیست

 چقده سخت بدونی

 

 

 

 

اون که میخوایش نمیمونه

 

 

که دلش یه جای دیگس و

همه وجودش مال اونه

چه بده برای اونکه

جون میدی غریبه باشی

بگی میخوام با تو باشم

 

بگه میخوام که نباشی
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

تو را هر لحظه به خاطر می آورم

بی هیچ بهانه ای

شاید دوست داشتن همین باشد...

 

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 دوستي رو از زنبور ياد نگرفتم كه وقتي از گلي


جدا ميشه ميره سراغ گل ديگه.....


بلكه دوستي رو از ماهي ياد گرفتم


كه وقتي از آب جدا ميشه مي ميره

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 

خواب ناز بودم شبی.... دیدیم کسی در میزند....

 

در را گشودم روی او ...دیدم غم است در می زند...

 

 

ای دوستان بی وفا...از غم بیاموزید وفا..

 

غم با آن همه بیگانگی..... هر شب به من سر می زند.

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |


جاي دسته گلي كه فردا در قبرم نثار مي كني امرزو يك شاخه گل يادم كن .
به جاي سيله اشكي كه فردا بر مزارم ميريزي امروز با تبسمي شادم كن
به جاي آن متن هاي تسليت كه فردا برايم مينويسي امروز يايك پيغام كوچك خوشالم كن
من امروز به تو نياز دارم نه فردا.



نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

کسی را دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نمیداند
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاهم
که او را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمیخواند
به برگ گل نوشتم من که او را دوست میدارم
ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالاماله درد اما دلی بی کینه دارم
پاکبازم من ولی در آرزویم عشق بازیست
مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم
من عاشق عاشق شدنم
صبا را دیدم و گفتم صبادستم به دامانت
بگو از من به دلدارم
که او ا دوست میدارم
ولی ناگه ز ابر تیره برقی جستو
روی ماه تابان را بپوشاند
کنون وامانده از هر جا باخود کنم نجوا
من عاشق عاشق شدنم
پناه عشق

 

 

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 

  • خاطــ ــ ــ ــ ــرات " هر چه " شـــــیرین تر " باشند . . .
    بعد ها از " تلخی " ، " گلویت " را بیشتر می سوزانند


گر دلی دارم بدان در دست توست
گر تنی دارم بدان سر مست توست
گر دلم را بشکنی باز هم چه سود
کین دل ساده من پیوست توست




باز یک سلام عاشقانه یک لب پر از ترانه
یک نگاه صادقانه با یک دوستی جاودانه
برای آن قشنگی که همین لحظه این پوست را میخوانه 




دلم رفت و دگر جانی نمانده

به ابر دیده بارانی نمانده

ببین این حال و احوال خرابم

بجز درد و پریشانی نمانده




دلم به حال عشق می سوزد
چرا سالهاست کسی را عاشق ندیده ام ؟
مگر نمی دانیم برای هر کاری عشق لازم است




خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی دلتنگ نبودم نشود




من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم؛

زیرا درگیر دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند




عزیزتر از جانم ، من در چشم تو کتاب زندگیم را میخوانم و هر بار که مژه های تو بهم میخورد یک صفحه از زندگی را برای من ورق میزند


 

 



در زندگی نه گل باش که اسیرخاک شوی، ونه باران باش که به خاک بیفتی خاک باش که گل ازتو بروید وباران بخاطرتو ببارد









نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

امان از اين "دست ها" .... امروز دستانت را مي گيرند ؛ با دستهايشان نوازشت مي كنند ! فردا همان "دست ها " را برايت تكان مي دهند ، واين يعني خداحافظ .

 

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

زندگی ام به تعلیق در آمده

معلقم بین
خوب و بد
بین خنده و گریه
... بین علاقه و تنفر
بین تنفس و خفگی
بین توانایی و ضعف
بین آرامش و تلاطم
!!!!بین خودم و خودم\

 

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

ای اشک ، آهسته بریز که غم زیاد است / ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست / ما تجربه کردیم ، کسی یار کسی نیست .

 

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 ارديبهشت 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

حس غریبی ست دوست داشتن

وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن .....

وقتی میدانیم کسی با جان ودل دوستمان دارد

ونفس ها وصدا ونگاهمان در روح وجانش ریشه دوانده

به بازی اش میگیریم .....

هر چه او عاشق تر ما سرخوش تر !

هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر!....

تقصیر از ما نیست ...

تمامی قصه های عاشقانه

این گونه به گوشمان خوانده شده اند !!!

 

 

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 ارديبهشت 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 

 


قلب من در هر زمان خواهان توست

این دو چشم عاشقم مهمان توست

گرچه لبریز از غمی درمانده ای

این نگاهم در پی در مان توست

در میان ظلمت شبهای غم

چلچراغ قلب من چشمان توست

در کنارم لحظهاای آسوده باش

همدم دستان من داستان توست.

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 ارديبهشت 1391برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |


 

 


قلب من در هر زمان خواهان توست

این دو چشم عاشقم مهمان توست

گرچه لبریز از غمی درمانده ای

این نگاهم در پی در مان توست

در میان ظلمت شبهای غم

چلچراغ قلب من چشمان توست

در کنارم لحظهاای آسوده باش

همدم دستان من داستان توست.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 22 شهريور 1390برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

من هیچوقت نتونستم که کتاب‌هایی درباره فال و پیشگویی و از این چیزا بخونم. چون همیشه معتقد بودم که اینجور کتاب جوری نوشته می‌شن که هر خواننده‌ای بلاخره توشون یک چیز همزاد پندارانه پیدا می‌کنه! مثلا همین دیوان حافظ که باهاش فال می‌گیرن، نشد من یدفعه به هش رجوع کنم و چیزی ازش درنیاد. من مدت‌ها بود که این خصلت رو به کتاب‌های روانشناسی هم تعمیم داده بودم. واسه همین اصلا خوندن اینجور کتاب‌ها پیشم تحریم بود.
تا اینکه یه دوستی (شاید هم دشمن اما عزیز) کتابی از اریک فروم با عنوان "هنر عشق ورزیدن" رو بهم داد. خدا وکیلی دلیل اینکه من این کتاب رو خوندم این بود که پیش این دوست یا دشمن کم نیارم. اولش با اکراه شروع کردم، اما با توجه به اینکه درباره مطالب کتاب تحریک شده بودم، خیلی به سرعت شروع به پیشروی کردم....
 
 
 
متن کامل در ادامه مطلب

من از این تیپ کتاب‌ها اصلا نخوندم، به همون دلیلی که بالا گفتم، پس نمی‌تونم نظر بدم که این کتاب مطالبش از فلان کتاب بهتره یا بدتر، یا اصلا درست یا غلط (اینو که هیچ وقت نمی‌تونم بگم). این کتاب اینجوری شروع می‌شه که اول دلیل عشق رو شرح می‌ده، میگه که دلیل عشق تنها بودن یا جدایی آدم‌هاست و انسان با عشق، حالا به هر چیز مثلا همسر، بچه، خدا و ...، سعی می‌کنه که این تنهایی رو جبران کنه. بعدش می‌ره سراغ مشکلاتی که آدم‌ها با این عشق دارن! (چون من چیز زیادی نمی‌فهمم، اون‌جایی که مرتبط با فکر کردنه، پس درباره این دوبخش که اصل کتابه توضیحی نمی‌دم!) آخر سر هم سراغ تمرین عشق میره!
عدم تکامل عشقی رو در صفحه 120 کتاب شرح داده، (صفحه 120): " اکنون یکی از انواع متداول عشق نوروتیک را بررسی می‌کنیم که در مردانی دیده می‌شود که از نظر تکامل عاطفی هنوز در قید بستگی‌های کودکانه به مادر خود مانده‌اند. ... . این مردان غالبا بسیار مهربان و دلپذیرند، ولی رابطه آنها با معشوق ... سطحی و عاری از مسئولیت است. هدف آنان این است که معشوق باشند نه عاشق. در اینگونه مردان معمولا نوعی تمایلات بیهوده بزرگی و جلال وجود دارد ... . اما بعد از مدتی که زن دیگر طبق انتظارات عجیب و غریب آنها رفتار نمی‌کند تعارضات و آزردگی‌های بسیار در آنان بوجود می‌آید. ... . این مردان اغلب رفتار محبت‌آمیز خود و علاقه به خرسند کردن دیگران را با عشق اصیل اشتباه می‌کنند و به این نتیجه می‌رسند که با آنها ظالمانه رفتار شده است. آنان خود را بهترین عاشق می‌دانند و به تلخی از ناسپاسی معشوق‌های خود گله می‌کنند."
من فکر نمی‌کردم که اینجوری باشم، اما خداوکیلی تمام عوارض گفته شده به وضوح تو من قابل مشاهده است! ایمان ناخردمندانه رو هم تو صفحه 153 آورده:
صفحه 153: "در حالیکه ایمان ناخردمندانه حقیقت پنداشتن چیزی است فقط به خاطر اینکه قدرتی آن را توصیه کرده است یا اکثریت قبولش دارند، ایمان خردمندانه از اعتقادی مستقل سرچشمه می‌گیرد که بر پایه تفکر و مشاهده ثمر بخش استوار است، ولو آنکه مغایر عقیده اکثریت باشد. ... . ایمان داشتن به دیگری یعنی اعتقاد به پایداری و تغییر ناپذیری رویه‌های اساسی وی و به بنیاد شخصیت و عشق او."
البته وقتی که به نظریات دیگران در مورد خودم مراجعه می‌کنم، دیده میشه که همیشه در حال محکوم شدن هستم. مهم این نیست که در چه زمینه‌ای باشه! هر جا که بحث فکری پیش می‌یاد من باید مخالفت کنم! حالا چرا با و جود مخالفت با نظریات همه شامل ایمان نابخردانه میشم؟ چون کارهایی که می‌کنم همون کارهایی که اکثریت می‌کنن (اینجوری میگن)! کارهایی رو می‌کنم که اون قدرته می‌خواد!
خوب اینا مشکلات من بود که از این کتاب و با اولین بار خوندنش برای خودم حالت تو ذوق زن داشت. اما این کتاب یه جاهایش هم بد جوری به مذاق من خوش اومد. مثلا جملات زیر درباره خود مفهوم عشقه!
تو صفحه 41 کتاب داریم: "اگر جزء سوم عشق یعنی احترام وجود نداشته باشد، احساس مسئولیت به آسانی به سلطه‌جویی و میل به تملک دیگری سقوط می‌کند. منظور از احترام ترس و وحشت نیست. بلکه توانایی درک طرف، آنچنان که وی هست و آگاهی از فردیت به‌همتای اوست. احترام یعنی علاقه به این مطلب که دیگری آن طور که هست، باید رشد کند و شکوفا شود. ... . من می‌خواهم معشوقم برای خودش و در راه خودش پرورش یابد و شکوفا شود، نه برای پاسداری من. اگر من شخص دیگری را دوست دارم، با او آنچنان که هست، نه مانند چیزی برای استفاده خودم یا آنچه احتیاجات من طلب می‌کند احساس وحدت می‌کنم."، این پاراگراف انگار داره منو و انتظاراتم رو از معشوق شرح می‌ده! نه اینکه من می‌خوام اون خودش باشه یا من خودم نه، منظورم برداشت منفی از این پاراگرافه! به نظر می‌یاد اون چیزی که تو ذهن من تا حالا بوده منظور منفی این پاراگرافه! فروم در صفحه بعد چنین معشوقی رو "ملک ما" قلمداد می‌کنه.
صفحه 74:‌ "عاشق بودن تنها یک احساس شدید نیست، بلکه تصمیم است، قضاوت است، قول است. اگر عشق فقط یک احساس بود، دیگر پایداری در این قول که همدیگر را تا ابد دوست خواهیم داشت، مفهوم پیدا نمی‌کرد. احساس می‌آید و ممکن است خودبخود زایل شود."
صفحه 78: "همیشه در همه کسانی که قادرند دیگران را دوست بدارند، نوعی عشق به خود نیز وجود دارد."

 

صفحه 129: "حصول عشق واقعی فقط در زمانی امکان دارد که دو نفر از کانون هستی خود با هم گفت و شنود کنند، یعنی هریک بتواند خود را در کانون هستی دیگری درک و تجربه کند. ... . عشقی که بدینگونه درک شود، مبارزه‌اتی دائمی است. رکود نیست بلکه حرکت است، رشد است و با هم کارکردن است. حتی اگر بین دو طرف هماهنگی یا تعارض، غم یا شادی وجود داشته باشد، این امر در برابر این حقیقیت اساسی ، که دو طرف در کانون هستی خود یکدیگر را درک می‌کنند و بدون گریختن از خود، احساس وصول و وحدت می‌کنند، در درجه دوم اهمیت قرار دارد. فقط یک چیز عشق را اثبات می‌کند: عمق ارتباط، سرزندگی و نشاط هر دو طرف، این میوه‌ای است که عشق با آن شناخته می‌شود."

 

این جمله کتاب هم بطور کلی معارض فرهنگ حاکم بر جامعه ماست!
صفحه 129:‌ "بعضی از مردم گرفتار این پندارند که عشق لزوما به معنی نبودن تصادم و تعارض در زندگی است. ... . آنان چنین استدلال می‌کنند که کشمکش‌های ایشان چیزی جز برخوردهای مخرب و زیان آور نیست و برای هیچ یک از دو طرف خیری ندارد. ... . اختلافات جزئی و سطحی غالبا دارای کیفیتی هستند که ظاهرا نیازی به حل و رفع ندارند. تعارضات و اختلافات واقعی دو شخص، که وسیله نهفتن چهره واقعی آنان یا قیاس به نفس نیستند، در عمق واقعیت درونی طرفین درک و تجربه می‌شوند و به خلاف تعارضات دیگر، مخرب و زیان آور محسوب نمی‌شوند. اینگونه اختلافات سرانجام از پرده بیرون می‌افتند و با نوعی مصفا کردن روابط دو طرف، بدان دانش و نیروی بیشتری می‌بخشند."
این جمله هم کلا اعتقادات منو زیر سئوال می‌بره (خدایا ببخشید، اما من فقط دعا کردن و چیز خواستن رو دوست دارم!)
صفحه 92: "انسان واقعا متدین، اگر پیرو اساس عقیده یکتا پرستی باشد، هرگز برای چیزی دعا نمی‌کند و از خدا انتظار چیزی ندارد. عشق او به خدا مانند مهر کودک به پدر یا مادرش نیست. او این فروتنی را بدست آورده است که به نقایص خود پی برد، تا آن درجه که می‌باید چیزی درباره خدا نمی‌داند."
این هم دلیل اینکه مردم ما (که خودم در راسشونم) با عشق و حال خاصی میشینن و سریال‌های ابگوشتی تلویزیون رو، مثل نرگس و اون سریال آخرین شب آرامش، با ولع نگاه می‌کنن.
صفحه 126: " مرد و زنی که در مناسباتشان قادر نبوده‌اند پرده جدائی را از میانه خود بردارند و به فراسوی آن نفوذ کنند، از دیدن عشق بدفرجام یا خوشفرجام زوجی که روی پرده (سینما) هنرنمایی می‌کنند، اشک می‌ریزند.
در آخر هم اینکه این آقای اریک فروم درسته که منو بعنوان یه موش آزمایشگاهی بررسی کرده و مشکلات من تو عشق رو کرده کتاب، ولی بعضی از تفکرات ناب من رو هم به اسم خودش زده و از اون جمله میشه از پایینی نام برد.
صفحه 128: "برای گریز از مشکلات زندگی خود به مشکل داشتن فرزند پناه می‌برند. هنگامی که انسان احساس می‌کند قادر نبوده است که مفهومی برای زندگی خودش بسازد، سعی می‌کند این خلاء را با بچه‌دار شدن پرکند."
در مجموع چون من کتاب از این دست اصلا نخوندم، پس نمی‌تونم توصیه کنم که اینو بخونید یا نه، ولی من کلی کیف کردم و از نقد خودم لذت بردم. پس از اینجا از دوست عزیزی که این کتاب رو به من داد تا حال منو بگیره، تشکرات قلبی و روحی می‌کنم!
کتابی که من خوندم: "هنر عشق ورزیدن، اثر اریک فروم، ترجمه پوری سلطانی، انتشارات مروارید، چاپ 23، 1384.

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 شهريور 1390برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 

قطره؛ دلش دریا می خواست

خیلی وقت بود كه به خدا خواسته اش رو گفته بود

هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را لیاقت دریا نیست!

قطره عبور كرد و گذشت

قطره پشت سر گذاشت

قطره ایستاد و منجمد شد

قطره روان شد و راه افتاد

قطره از دست داد و به آسمان رفت


و قطره؛ هر بار چیری از رنج و عشق و صبوری آموخت


تا روزی كه خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن!

خدا قطره را به دریا رساند

قطره طعم دریا را چشید

طعم دریا شدن را


اما؛ روزی دیگر قطره به خدا گفت: از دریا بزرگ تر هم هست؟

خدا گفت : هست!

قطره گفت : پس من آن را می خواهم

بزرگ ترین را، و بی نهایت را !


پس خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بی نهایت است!

و آدم عاشق بود، دنبال كلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد

اما هیچ كلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت

آدم همه ی عشقش را درون یك قطره ریخت

قطره از قلب عاشق عبور كرد!

و وقتی كه قطره از چشم عاشق چكید. خدا گفت :

حالا تو بی نهایتی، زیرا كه عكس من در اشــك عــاشق است!

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 شهريور 1390برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنید

 

سلاممممممممممممممممممممم

به دوستای خوبم امیدوارم که حالتون خوب باشه ببخشید که تو این مدت نتونستم بهتون سر بزنم

اگه راستشو بخواین اومدم ازتون خداحافظی کنم ممکنه واسه چند ماه نتونم آپ کنم یا بهتون سر بزنم امیدوارم که از دست من ناراحت نشده باشین.البته شاید........

هر وقت که بتونم بهتون سر میزنم،راستشو بخواین از این که از این به بعد کمتر میتونم بهتون سر بزنم خیلی ناراحتم،از این که تو این مدت باعث ناراحتی تون شدم ار همتون عذر میخوام.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

 

هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد
لحظه ی ویرانیم را حس نکرد
در تمام لحظه هایم هیچ کس وسعت صدایم را حس نکرد
آن که سامان غزلهایم از اوست
بی سرو سامانیم را حس نکرد
هیچ کس حس نکرد درد دل من چیست
عاشقانه زیستن,عاشقانه دل کندنم حس نکرد
ما دوست داریم دوستان باوفا را
هیچ کس معنی حرفهایم را حس نکرد

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

 

به جایی می روم اما نمی دانم کجا، این گونه آواره
نمی دانم، ولی شاید برای من به این زودی شقایق ها نمی خندند
و هد هد بر نمی گردد

پرستو ها! شما بیهوده می خوانید
تلاش و جستجو تان را رواق خانه پاسخ نیست
خدارا دست بردارید ازین دیوار و سقف و پشت و پهلو ها
!خدا حافظ گل لاله – خدا حافظ پرستو ها
ء
زمین سخت آسمان دور و هوا تا عرش باروتی
نه زمزم بهر ما پاک است و نه گنگا به هندو ها
!خدا حافظ گل لاله – خدا حافظ پرستو ها..

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 شهريور 1390برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 
 
 

 

عکس های عاشقانه Www.Pix98.CoM

1.هر وقت که برای همسرتان کارت پستال می فرستید ، روی پاکت آن تمبر عاشقانه ای بزنید

2.با ارزش ترین هدیه ممکن را برایش تهیه کنید

3.بهترین جمله ای که معشوقتان برایتان نوشته است را قاب کنید و به دیوار اتاقتان بکوبید

4.وقتی همسرتان در خانه مشغول خانه تکانی است ، ناهار آنروز را از رستوران تهیه و برایش به منزل ببرید

5.در طول سال برای هم نقشه های عاشقانه ای بکشید

6.تمام نامه های معشوقتان را با بوسه ، لاک و مهر کنید

7.کمد لباسهایش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئین نمائید

8.ترانه ای که مضمون آن ، معنای نوع ارتباط شما را بیان می کند

9.یک عکس نامزدتان را درون کیفتان بگذارید و با غرور آنرا به اقوام و خانواده تان نشان دهید

10.درون تقویم همسرتان روز تولد خودتان و تمامی سالگردها را علامت گذاری نمائید

11.تمام اوقات فراغت آخر هفته را با هم سر ببرید

12.برای برخورداری از زندگی عاشقانه فیلمهای بسیار عاشقانه نگاه کنید

13.به هنگام صرف صبحانه بجای اینکه ساکت باشید یا روزنامه بخوانید ، با هم گپ بزنید

14.دفترچه ای برای نوشتن خاطرات ملاقاتهایتان درست کنید و پس از پایان هر ملاقات علاوه بر خاطرات آن روز ، اندکی در مورد وقایع و احساسات خود درباره نامزدتان در آن صفحه بنویسید

15.در مسیر های مشخص با هم پیاده روی های طولانی بروید

16..در کنا ر هم نوشیدنی میل کنید

17.یک شعر عاشقانه کوتاه بر روی کیک تولدش بنویسید

18..برای احساسی تر کردن محیط زندگی ، اتاق خوابتان را با رنگ صورتی یا قرمز تیره رنگ آمیزی نمائید

19.این را به خاطر بسپارید که باید خانواده و دوستان همسرتان را دوست داشته باشید یا لااقل آنها را تحمل کنید

20.صبحها با یک بوسه به همسرتان صبح بخیر بگوئید

21.از باغهای گل برای عشقتان دسته های گل بچینید

22.از دوستانتان درباره روشها و روابط عاشقانه شان سؤالاتی بپرسید

23.همین امشب شامش را قاشق ، قاشق در دهانش بگذارید

24.پس از ازدواج نام شاعرانه ای برایش انتخاب کنید

25.هر وقت همسرتان به شما هدیه می دهد ، بلافاصله از آن استفاده کنید و همیشه هم آنرا به کار گیرید

26.تکیه کلام مشترکی با هم داشته باشید

27.وقتی به او کیف هدیه می دهید ، درون آنرا از اسکناس نو پُر کنید

28.وقتی با نامزدتان تماس تلفنی می گیرید ، بعنوان زمینه سخنتان ترانه مورد علاقه اش را پخش کنید

29.با اتفاق هم ورزش کنید

30.در کنار هم با دیدن منظره سقوط یک شهاب سنگی آرزو کنید !

31.دوران کودکی همدیگر را بازسازی نمائید و این نکته را باور کنید که از همان دوران کودکی بطور ناخودآگاه به یکدیگر عشق می ورزیدید و باز هم عشق را به هم عرضه دارید

32.روی آئینه میز توالت پیام عاشقانه کوتاهی بوسیله رژ لب برایش بنویسید .

33.هدایای مورد علاقه هم را به یکدیگر هدیه بدهید و در طول روز تمام احساسات عاشقانه تان را برایش ابراز دارید

34.پنج جمله ای که می توانید همیشه به عشقتان بگوئید عبارتند از : تو بهترین هستی ، همیشه دوستت خواهم داشت ، عالی ترین همسر دنیایی ، خیره کننده و جذابی هستی ، تو تنها عشق حقیقی من هستی

35.نیمه شبها را برای قدم زدن انتخاب کنید

36.نقاشی کوچکی که در آن احساساتتان را به تصویر کشیده اید ، برایش بکشید

37.به هنگام خواب موهابش را نوازش کنید

38.و قتی بیمار است ، هر چند سرما خوردگی ساده ای باشد ، حسابی از او پرستاری کنید

39.در یک غروب سرد ، ژاکتتان را روی شانه هایش بیاندازید

40.در یکی از شبهای گرم تابستان با همدیگر در ایوان منزلتان بخوابید.

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 شهريور 1390برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 

میخام به یکی بیگم خودش

میدونه کیه بگم با همه

نامهربونیهات بازم میگم

دوست دارم

 

از عشق:

 

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟


من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم


ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون


عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه كه نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

نظره تو چیه؟

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 شهريور 1390برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

تا حالا شده عاشق بشین؟؟؟

 

 

 

 

میدونین عشق چه رنگیه؟؟؟

میدونین عشق چه مزه ای داره؟؟؟

میدونین عشق چه بویی داره؟؟؟

میدونین عاشق چه شکلیه؟؟؟

میدونین معشوق چه کار میکنه با قلب عاشق؟؟؟

مدونین قلب عاشق برای چی میزنه؟؟؟

میدونین قلب عاشق برای کی میزنه؟؟؟

میدونین ...؟؟؟

اگه جواب این همه سئوال رو میخواین! مطلب زیر رو بخونین...خیلی جالب و آموزنده است...

وقتی

یه روز دیدی خودت اینجایی و دلت یه جای دیگه … بدون كه كار از كار گذشته و تو عاشق شدی

طوری میشه كه قلبت فقط و فقط واسه عشق می تپه ، چقدر قشنگه عاشق بودن و مثل شمع سوختن

همه چی با یک نگاه شروع میشه

این نگاه مثل نگاهای دیگه نیست ، یه چیزی داره که اونای دیگه ندارن ...

محو زیبایی نگاهش میشی ، تا ابد تصویر نگاهش رو توی قلبت حبس می كنی ، نه اصلا می زاریش توی یه صندوق ، درش رو هم قفل می كنی تا كسی بهش دست نزنه.

حتی وقتی با عشقت روی یه سندلی می شینی و واسه ساعتهای متمادی باهاش حرفی نمی زنی ، وقتی ازش دور میشی احساس می كنی قشنگترین گفتگوی عمرت رو با كسی داری از دست میدی.

می بینی كار دل رو؟

شب می آی كه بخوابی مگه فكرش می زاره؟! خلاصه بعد یه جنگ و

جدال طولانی با خودت چشات رو رو هم می زاری ولی همش از خواب میپری ...

از چیزی میترسی ...

صبح كه از خواب بیدار میشی نه می تونی چیزی بخوری نه می تونی كاری انجام بدی ، فقط و فقط اونه كه توی فكر و ذهنت قدم می زنه

به خودت می گی ای بابا از درس و زندگی افتادم ! آخه من چمه ؟

راه می افتی تو كوچه و خیابون هر جا كه میری هرچی كه می بینی فقط اونه ، گویا كه همه چی از بین رفته و فقط اون مونده

طوری بهش عادت می كنی كه اگه فقط یه روز نبینیش دنیا به آخر میرسه

وقتی با اونی مثل اینكه تو آسمونا سیل می كنی وقتی بهت نگاه می كنه گویا همه دنیا رو بهت میدن

گرچه عشق نه حرفی می زنه و نه نگاهی می كنه !

آخه خاصیت عشق همینه آدم رو عاشق می كنه و بعد ولش می كنه به روی زمین خدا

وقتی باهاته همش سرش پائینه

تو دلت می گی تورو خدا فقط یه بار نیگام كن آخه دلم واسه اون چشای قشنگت یه ذره شده

دیگه از آن خودت نیستی

بدجوری بهش عادت كردی ! مگه نه ؟ یه روزی بهت میگه كه می خواد ببینتت

سراز پا نمی شناسی حتی نمیدونی چی كار كنی ...

فقط دلت شور میزنه آخه شب قبل خواب اونو دیدی...

خواب دیدی که همش از دستت فرار میکنه ...

هیچوقت براش گل رز قرمز نگرفتی ...چون بهت گفته بود همش دروغه تو هم نخواستی فکر کنه تو دروغ میگی آخه از دروغ متنفره ...

وقتی اون رو می بینی با لبخند بهش میگی خیلی خوشحالی که امروز میبینیش ...

ولی اون ...

سرش رو بلند می كنه و تو چشات زل میزنه و بهت میگه

اومدم بهت بگم ، بهتره فراموشم كنی !

دنیا رو سرت خراب میشه

همه چی رو ازت می گیرن همه خوشبختیهای دنیا رو

بهش می گی من … من … من

از جاش بلند میشه و خیلی آروم دستت رو میبوسه میذاره رو قلبش و بهت میگه خیلی دوستت دارم وبرای همیشه تركت می كنه

دیگه قلبت نمی تپه دیگه خون تو رگات جاری نمیشه

یه هویی صدای شكستن چیزی می یاد

دلت می شكنه و تكه های شكستش روی زمین میریزه

دلت میخواد گریه کنی ولی یادت می افته بهش قول داده بودی که هیچوقت به خاطر اون گریه نمیکنی چون میگفت اگه یه قطره اشک از چشمای تو بیاد من خودم رو نمیبخشم ...

دلت میخواد بهش بگی چقدر بی رحمی که گریه رو ازم گرفتی ولی اصلا هیچ صدایی از گلوت در نمیاد

بهت میگه فهمیدی چی گفتم ؟با سرپاین بهش میگی آره!...

وقتی ازش میپرسی چرا؟؟؟میگه چون دوستت دارم!

انگشتری رو که تو دستته در میاری آخه خیلی اونو دوست داره بهش میگی مال تو ...

ازت میگیره ولی دوباره تو انگشتت میکنه ...میگه فقط تو دست تو قشنگه...

بعد دستت رو محکم فشار میده و تو چشمات نگاه میکنه و...

بعد اون روز دیگه دلت نمیخواد چشمات رو باز  كنی

آخه اگه بازشون كنی باید دنیای بدون اون رو ببینی

تو دنیای بدون اون رو می خوای چی كار ؟

و برای همیشه یه دل شكسته باقی می مونی

دل شكسته ای كه تنها چاره دردش تویی...

 

 

 

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 شهريور 1390برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

 

 
 

این روزها خیلی دلم تنگ می شود...
دلم برای گریه های بی دلیل تنگ می شود.
دلم برای خنده های از ته دل تنگ می شود.
دلم برای همه بچه های خوب دنیا تنگ می شود.
دلم برای همه آدم های پاک و بی ریا تنگ می شود.
دلم برای همه مادربزرگ های پیر و مهربان تنگ می شود.
دلم برای همه لحظه های دلتنگی ام تنگ می شود.
دلم برای کودکانه ترین لحظه های شاد زندگی ام تنگ می شود.
دلم برای همه لحظه های بارانی سکوت و دعا تنگ می شود.
دلم برای همه چیزهای خوب خدا تنگ می شود.
این روزها خیلی دلم برای خدا تنگ می شود..

نوشته شده در تاريخ جمعه 11 شهريور 1390برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |
عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه
عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه
عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه
عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه

عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه
عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه
عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه
عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه عکسهای عاشقانه
عکسهای عاشقانه    
نوشته شده در تاريخ جمعه 11 شهريور 1390برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |


دوستای عزیز این بار در باره آوازی شنیدنی عاشقانه باید فکر گنیم......



جملات عاشقانه را در کدام گوش بگوئیم؟
محققان کشف کرده اند اگر حرف های عاشقانه تان را با نزدیک شدن به این گوش بگویید،تاثیر بیشتری دارد،گوش چپ یا راست؟


 
دانشمندان کشف کردند گوش چپ که اطلاعات خود را به نیمکره راست مغز ارسال می‌کند گوش "عشق" است و بنابراین عبارات احساسی را برای درک بهتر باید در این گوش نجوا کرد.
بخش چپ مغز منطق،توجه به جزئیات،زبان، علم و استراتژیها را نشان می‌دهد و طرف راست تصورات،اشراق و سیر و سلوک،دید همزمان،تخیلات و احساسات را حاکمیت می‌کند
.هر یک از این بخشهای مغز قسمت مخالف بدن را کنترل می‌کنند.بنابراین منطقی است که تصور شود یک جمله احساسی اگر مستقیما از طرف چپ بدن ارسال شود سریعتر به مراکز احساسی می‌رسند.
به طور طبیعی چشم راست با ذکاوت بیشتری می‌تواند رنگها را درک کند این درحالی است که بهتر است مادران گونه چپ کودک را ببوسند و یا با دست چپ کودک را در آغوش بگیرند.
در حقیقت دانشمندان انگلیسی در تحقیقات خود نشان دادند که 85 درصد از زنان چپ دست یا راست دست کودک خود را با دست چپ در آغوش می‌گیرند.
به این ترتیب واکنش‌های فیزیکی و احساسی کودک مستقیما به طرف راست مغز مادر می‌رسند.به تازگی گروهی از محققان با آزمایش هزاران نفر مشاهده کردند که گوش چپ در این افراد "گوش عشق" است. به طوری که 69 درصد از موارد خاطر نشان کردند تمام عبارات شیرین و عاطفی را هنگامی‌که از راه گوش چپ می‌شنوند بهتر درک می‌کنند و تنها 56 درصد از موارد اگر این عبارات را با گوش راست بشوند می‌توانند عمق آنها را درک کنند. 
نوشته شده در تاريخ جمعه 11 شهريور 1390برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

غرور

سال ها پیش از این به من گفتی

که ((مرا هیچ دوست میداری؟))

گونه ام گرم شد ز سرخی شرم

شاد و سر مست گفتمت ((آری))


باز دیروز جهد میکردی

که ز عهد قدیم یاد آرم

سرد و بی اعتنا ترا گفتم

که دگر ((دوستت نمی دارم!))


ذره های تنم فغان کردند

که خدا را، دروغ می گوید

جز تو نامی ز کس نمی آرد

جز تو کامی ز کس نمی جوید


تا گلویم رسید فریادی

کاین سخن در شمار باور نیست

جز تو، دانند عالمی، که مرا ؛

در دل و جان هوای دیگر نیست


لیک آرام ماندم و خاموش

ناله ها را شکسته در دل تنگ

تا طپش های دل نهان ماند؛

سینه ی خسته را فشرده به چنگ


در نگاهم شکفته بود این راز

که ((دلم کی ز مهر، خالی بود؟))

لیک تا پوشم از تو، دیده ی من؛

بر گل رنگ رنگ قالی بود


دوستت دارم و نمی گویم.

تا غرورم کشد به بیماری!

زانکه می دانم این حقیقت را

که دگر دوستم..... نمی داری....

نوشته شده در تاريخ جمعه 11 شهريور 1390برچسب:, توسط ضـا مــن حـــسین ( همراز ) و مـــژده (دورندیش) |

http://dll.p30top.com/reza/piks/2011/1/golvaje.jpg

سازنده ترین کلمه گذشت است
آن را تمرین کن

پرمعنی ترین کلمه ما است
آن را به کار بر

عمیق ترین کلمه عشق است
به آن ارج بده

بی رحم ترین کلمه تنفر است
با آن بازی نکن

خودخواهانه ترین کلمه من است
از آن حذر کن

ناپایدارترین کلمه خشم است
آن را فرو بر

بازدارنده ترین کلمه ترس است
با آن مقابله کن

با نشاط ترین کلمه کار است
به آن بپرداز

پوچ ترین کلمه طمع است
آن را بکش

سازنده ترین کلمه صبر است
برای داشتنش دعا کن

روشن ترین کلمه امید است
به آن امیدوار باش

ضعیف ترین کلمه حسرت است
حسرت کش نباش

تواناترین کلمه دانش است
آن را فرا گیر

محکم ترین کلمه پشتکار است
آن را داشته باش

سمی ترین کلمه شانس است
به امید آن نباش

لطیف ترین کلمه لبخند است
آن را حفظ کن

ضروری ترین کلمه تفاهم است
آن را ایجاد کن

سالم ترین کلمه سلامتی است
به آن اهمیت بده

اصلی ترین کلمه اعتماد است
به آن اعتماد کن

دوستانه ترین کلمه رفاقت است
از آن سو استفاده نکن

زیباترین کلمه راستی است
با آن روراست باش

زشت ترین کلمه تمسخر است
دوست داری با تو چنین شود؟!

موقر ترین کلمه احترام است
برایش ارزش قائل شو

آرامترین کلمه آرامش است
آرامش را دریاب

عاقلانه ترین کلمه احتیاط است
حواست را جمع کن

دست و پا گیر ترین کلمه محدودیت است
اجازه نده مانع پیشرفتت شود

سخت ترین کلمه غیر ممکن است
غیر ممکن وجود ندارد

مخرب ترین کلمه شتابزدگی است
مواظب پل های پشت سرت باش

تاریک ترین کلمه نادانی است
آن را با نور علم روشن کن

کشنده ترین کلمه اضطراب است
آن را نادیده بگیر

صبور ترین کلمه انتظار است
منتظرش بمان

با ارزش ترین کلمه بخشش است

برای بخشش هیچوقت دیر نیست
قشنگ ترین کلمه خوشرویی است
راز زیبایی در آن نهفته است

رسا ترین کلمه وفاداری است
بدان که جمع همیشه بهتر از یک فرد بودن است
محرک ترین کلمه هدفمندی است
زندگی بدون آن پوچ است

و

هدفمند ترین کلمه موفقیت است
پس پیش به سوی موفقیت.

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 6 صفحه بعد

.: Weblog Themes By LoxBlog :.